ادیان خاور دور (تائو دراندیشه کنفوسیوس ولائوتزو)
پیشگفتار:
لائوتسه در لغت چینی به معنای حکیم سالخورده ای است .او اشراف زاده ایست که در دستگاه حکومتی سمت ریاست بایگانی وحفاظت از اسناد کشور را داشته وبعده ها به عرفان وفردیت گرایی میگرود.وبه تزکیه نفس وانقلاب روحی دست میابدوروحیه انزوا گرایی در مردم چین رواج میدهد.این اشراف زاده عنوان اشرافیت خود را به شکل عرفان گرایی متجلی میکند.اندیشه او یک فکر بسیار قدیمی لذا دانشمندان اورا مبتکر اندیشه عرفان چینی نمدانند.لائوتسه اصول عرفان گرایی وانزواگرایی را تدوین نموده جز اصلی ایین خود دراورد.امروزه در چین جدید حدود پنجاه میلیون نفر از ائین او پیروی میکنند.لائوتسه درقرن ۶ قبل از میلاد زندگی میکردهرچند اطلاعات زیادی از او در دست نیست وانچه از او در دست است با احتمال زیاد همراه است .لائوتسه معاصر کنفوسیوس در چین همانند بودا ومهاویره در هند است وافلاطون وارسطو دریونان ظهور کرد.لائوتسه فیلسوف بزرگ چین اندکی قبل از کنفوسیوس به دنیا امده و با اونیز رابطه داشته است.بنا به یکی از افسانه ها نام اصلی او وین لی بوده که درسال ۶۰۴ ق.م وفات نموده است.کتاب مقدس این ائین (تائوته چینگ) شامل ۸۱ قطعه کلمات قصار است.کتاب دیگری بنام چوانگ تزه به وسیله یکی از پیروان لائوتسه نوشته شده ومورد تکریم وتقدیس پیروان این مذهب است.قطعات کتاب تائوته چینگ بسیار مبهم وپیچیده وغیرقابل فهم است.وتفاسیر فراوانی براین کتاب نوشته شده است.چون مطالب این کتاب رنگ عرفانی دارد موجب به وجود امدن فرق زیادی شده است.پیروان این ائین درچین وکره ومنچوری فراوان دیده میشود.که تعداد انها حدود۱۳ میلیون نفر اند.طرفداران لائوتسه اجازه دارندکه از دیگر ادیان(مانند کنفوسیوس وبودا)پیروی نماید.عده ای از دوران لائوتسه تا امروز نوه های اورا میپرستیدند وبرای انها عنوان امپراتوری قائل اند.
چکیده:
مکتب تائو یادائو به لائوتسه حکیم (متوفای۵۱۷ق م.)منسوب است بنا به افسانه چینی نام وی وین لی میباشد که درسال ۶۰۴ ق م درایالت چو متولد شده ود رسال ۵۲۴ ق م وفات یافته است.در اینکه ایا وی وجود خارجی داشته یا صرفا یک شخص افسانه ای است میان دانشمندان اختلاف بسیار است.
به گونه ای که از سنت بدست میایدوی در سال ۶۰۴ ق.م درچین به دنیا امد ومدتی در دربار ادشاه سمت بایگان داشت.وی بعد از چندی شغل را رها کردوبرای رداختن به صفای روح از همه امور حتی کسب علم دست کشدو درخانه خود ماند.مردم درباره او کنجکاو شدندبرای اگاهی از اندیشه وی به دیدارش شتافتند.گفته میشه کنفوسیوس به دیدار او رفته. وی از مراجعت مردم خسته شد از سرزمین خود مهاجرت کرد.یکی از دروازه بانان شهر او را درحال عزیمت یافت و ازاو خواهش کرد چیزی به وی بیاموزد.لائوتسه در کناری ایستادو رساله ای به او املاکرد که تا کنون باقیست ونام ان تائوته چینگ یعن یرساله تائو وخاصیت ان است.این رساله شامل سخنان کوتاهی است که معنای بعضی از ان روشن نیست.رساله رو به دروازه بان داد واز انجا عبور کردو دیگر خبری ازو نیامد.برخی گفته اند وی د رسال۵۱۷ ق.م درگذشت.کسانی که لائوتسه را شخصی افسانه ای میدانند میگویند فلسفه منسوب به وی از زمان کنفوسیوس قدیمیتر است ورساله یادشده قبلا وجود داشته است. رساله منسوب به لائوتسه محصول اندیشه یک تن نیست بلکه درطول قرون اصلاحاتی در ان صورت گرفته استاما بیشتر محتویات ان از قرن ۴ ق.م است.
مقدمه:
خاستگاه تائو/دائو
یکی از ادیان رسمی چینی های قدیم ائین تائو یا دائو است.که در قرن ۶قبل از میلاددر چین با مجموعه ای از معتقدات ومناسک واعمال مذهبی که اغلب باخرافات و اوهام همراه بودپیداشد.وبعدهابا مسایلی فلسفی وعرفانی نقش بست.بنیانگذار این دین فردی بنام لائوتزویا لائوتان است.او یکی از بزرگترین فیلسوفان بعد از کنفوسیوس بود.وی به حکمت وسکوت وارامش واقف بودوعمری طولانی کرد.وی از سیاست بیزار بود اماشغلش نیز کتابدار سلطنتی چو بودکه البته علاقه ای به ان نداشت.بنابراین درصدد ترک چین برامد.هنگامی که قصد عبور از مرزچین داشت مرزبان به او گفت:(حال که داری دستگاه حکومت ترک وگوشه نشینی را انتخاب میکنیبرای من کتابی بنویس)وی کتابی رادر دو بخش که مجموعا ۵۰۰۰ کلمه داشت نوشت وبعدان اواره شد.محل مرگ وی مشخص نیست اما ۸۷سال عمرکرد.نام کتاب او(تائوته چینگ=راه وفضیلت)بود.به نظر برخی محققان اندیشه های اولیه تائویی قبل از لائوتزو بوده ولی او انرا زنده کرد.تائو به معنای اره وفضیلت است.راهی که پیروان این ائین باید دران حرکت کنند.به عبارتی درست اندیشیدن ویااصلانیاندیشیدن است.تائوئیست ها اعتقاد دارندکه(تفکر فقط در مباحث بکار میرود وبی ارزش است.تفکر قبل از هرسودی دارای زیان است.انها اعتقاد دارند که برای راه درست زندگی باید عقل را طرد کرد.به همین دلیل انرا حقیردانسته ومیگوید"انسان باید به سادگی وگوشه گیری و غرق شدن در طبیعت بپردازد".انها میگویند دانش فضیلت نیست بلکه هرچه علم بیشترشود برشمار اراذل افزوده میشود.دانش از خرد به دور است ومیان یک خردمندوعارف دانشمندتفاوت زیادی وجود دارد.بدترین حکومت از نظر تائوئیست هاحکومت فلاسفه است.فیلسوفان درسایه پندارهای خودجریان طبیعی را به شکلی مسخ شده مطرح میکنند.انهامیگویند:فیلسوفان کارشانسخن اوری وپندارسازی است واین ناتوانی انها را میرساند.
انهامیگویند:روشنفکر دولت وحکومت رابه خطر می اندازد.زیرا درغالب ومقررات سخن میگوید.امادرمقابل افراد ساده دل که درامور شخصی خودلذت کار مقرون به ازادی رادریافته انداگر به قدرت برسد برای جامعه خطر کمتری نسبت به روشنفکروفیلسوف دارد.زیرا ساده دل میداند قانون خطرناک است ئقبل از فایده ضرر دارد.تائوئیستها کتابت را امری اهریمنی ومایه پریشانی میدانندو اعتقاد دارند که نواوری همیشه به ثروت وثروتمندان وزور وزورمندان می افزاید.بنابراین به کتابت وصنعت توجه ای ندارند.
مفهوم اصلی تائو:
معنای اولیه کلمه تائو از نظر شناخت ریشه ان (راه)ـ(طریقه)ـو(سبیل) است.همچنین کلمه چینی تائوـدر دین شینتویی به معنی ــ راه خدایان ــاست.درمتون مقدس کنفوسیوس نیز از همین ایده دینی برای نشان دادن ـ راه ـیک انسان مذهبی کامل ونیز( طریقه) خداوند متعال استفاده شده است.
(راه {تائو} این است انچه بخود نمی پسندی نسبت به دیگران انجام مده).
حداقل سه معنای مختلف برای کلمه تائو ازهمان ایده اول (راه) تبیین شده که عبارتند از:تعلیم اخلاقی و فیزیکی عالم ـراه خردحقیقت واصول وراه فضیلت کامل یاراه صحیح زندگی که مورد تاکید اسمانها بوده و خود اسمان نیز ازان تبعیت میکند.
تفاوت تائو در اندیشه کنفوسیوس ولائوتسه:
۱. تعلیم واموزش های لائوتسهاساسا کوششی برای سازگار کردن زندگی روی زمین است و قانون عام یعنی با تائو.هدف کنفوسیوس همین بود ولی او میکوشید از طریق عقلانی به این مقصود برسد یعنی بابنیاد گذاشتنشماری از قواعد سلوک انسانی درحالی که سعی لائوتسه براین بود که به روش شهودی وعاطفی به ارمانش برسد.
۲. بنابر تفسیر لائوتسه از تائونوعی نگرش بیواسطه باطنی شهودی دست یافت که با معرفت حکیمانه که پیروان کنفوسیوس اشاعه میدادند کاملا تفاوت داشت لذا دانش مربوط به اگاهی از عالم مطالعه تاریخ وشیوه های زندگی انسانها براش اهمیتی نداشت .درحالی که کنفوسیوس وپیروان او نسبت به اگاهی ازین دانشها بسیار اهتمام داشتند .در رابطه با شباهت تائو باگنوس کنفوسیوس بیان میدارد ازین کلمه اصول بنیادین فلسفه اخلاقی درحالی که قانون گرایان از ان به طریقه قدرت تعبیر کردند.
۳.براساس تعالیم کنفوسوس اصل زندگی عبارت از مقابله به مثل است.بنابراین اگه کسی به دیگری لطمه زد اورا باید به همان میزان تنبیه کرد اماتعالیم لائوتسه عکس این است.
۴.کنفوسیوس بر خلاف تائویسم که روح را به اخرت و بیرون از زندگی مادی به ارواح و به فردیت ورهبانیت میخواند به جامعه وزندگی اجتماعی واین جهانی دعوت میکند و ضدعرفان گرایی ورهبانیت است.
۵.کنفوسیوس احکام وتعالیم ومکتب اخلاقی خود را بر اساس (لی)قرارمی دهد.لی را جانشین (تائو) میداند.لی همان نقش تائو را بازی میکند. کنفوسیوس میگوید که درست است که جامعه فاسد تمدن واخلاق انسانی را نابود میکند اما این نه به دلیل جامعه استبلکه علت ان وجود نقص قوانین نادرست حاکم بر جامعه است.
۶.لائوتسه وکنفوسیو ستنها از این جنبه هم مانند همدیگرند که هر دو به اموزه میانه روی معتقدند ودلیل اصلی انان در طرفداری از این نظریه قانون تغیر ناپذیر طبیعت است که اگه حتی به نهایت رشدش برسد لزوما به ضد خود برمیگردد.گفتار هر دوی اینان این بود که زیاده رو نباش فلسفه (وو وی)بمعنای (بی عملی ـ بی کنشی)لائوتسه نیز ازین قانون بی تغییر گرفته شده وووی به هیچ وجه یکسره نفی بمعنای بیکنشی محض نیست.معنای واقعی ان زیاده نکوشیدن است. قانع بودن واینکه در سیر خط اشیاء حرکت کردن است ودخالتی نکردن.
۷.لائوتسه تائو را اغاز تمامی اشیا و موجودات جهان هستی میداند.خواهان رستگاری وهدایت باید از تائو پیروی کند.انان که درباره تائوسخن میگویند چیزی از ان نمیدانند.تائو مانند یک ظرف خالی که درعین ان میتوان از ان اب برداشت بینهایت عمق بی پایان بحری است که عمق ان هیچگاه خشک نمشود.انسان میکوشد تا باتائو یکی شود اما نمی تواند.تائو همه چیز است وهیچ چیز نیست. تائو هم علت است هم معلول ـهمه اشیا از تائوپدید می اید وبا تائو زندگی میکنند وبه تائو باز میگرددند تائو طریقه ابدی که همه مخلوقات ازین معبور میشوند.
۸.لائوتسه طرحها و اراء کنفوسیوس را درست نمیداند.بنظر او کتابها نادرستند.انها چیزی جز رد پای نیاکان میهن نیستند.انچه ارزش انتقال داشته با خود انها زیر خاک رفته ومابقی درکتابها پناه جسته است.اوکنفوسیوس را ملامت میکندکه با تائواشنا نیست وباحکمتهای اخلاقی خودانرا قلب میکند او میگوید:عشق به انسانها وعدالت برای کسی که دوتدار تائوست.
۹.لائوتسه وکنفوسیوس در ۲ قطب مخالف هم هستنداما مکمل یکدیگرند.لائوتسه (دائو)رادر ورای خیروشر جای داده وکنفوسیوس انرا باتقلید به اصول مشرب ساخته است.
۱۰.وجه اشتراک لائوتسه وکنفوسیوس جنبه ای ظاهری از عمق مابعدازطبیعی است.فرق میان این ۲ این است که راه وصول تائو مستقیم وبلاواسطه است وکنفوسیوس غیر مستقیم واز طریق سامان دادن جهان انسانی ازینجا که مفهوم اساسی مشترک بین ان دو نتایج عملی متقابلی ناشی میشود.
۱۱.انچه لائوتسه در تائو مقدم برهرچیز ومافوق هرچیز میداند همان احدکنفوسیوس است.چون کنفوسیوس مانند لائوتسه در ان مستغرق نمیشودبلکه درعین حرمت گذاشتن فراوان به ان فقط تااستانه امور دنیوی راهبری ان را میپذیرد.
۱۲.کنفوسیوس اشتیاق داشت که تمامی ادمیان توجه خود را به زندگی زمینیشان ونیز به رابطه شان با دیگران معطوف سازند. در نظر کنفوسیوس کرداری راستین مهمتر از اندیشه های مذهبی بود.کنفوسیوس پاره ای از اوقات تعالیمش درباره کردار راستین را راه انسان یا صرفا همان راه (طریق)مینامید.
۱۳.واژه چینی راه(طریق)دائواست که تائو هم تلفظ میشود.
۱۴.کنفوسیوس میگوید:مردمان با برگزیدن زندگی اخلاقی از تائوپیروی میکنندنه از ان جهت که بعد از مرگ پاداش نیکو دریافت دارند بلکه از ان جهت که کار درست همین است.
۱۵.ارواح ۸ گانه لائوتسه درواقع مردمی بودند عادی که زهدوریاضت را درپیش گرفتندوبراثر عبادت واعمال نیک حیات جاویدان یافتند ودرکنار جسم مادی خود با روحی شاداب وروانی جوان زندگی میکنند.
۱۶.در ایئن تائو خاقان عالم اسرار بالاترین مقام را بدست اورد.لائوتزه در کنار او قرارگرفت ودر نتیجه موجود سومی بنام کنگ یائو سردار ارواح مجرده و روانهای اسمان پدید امد.ارواح مقدس هشتگانه از تبدیل سه گوهر طاهر بدست امده که ثالوثی گفته میشود.این سه گوهر::خاقان ـ لائوتسه ـ کنگ یائوبه اتفاق خدایان کانون خانوادگی ومحافظ دروازه وخدای شهر برجهان حکومت میکنند.این سه گوهر طاهر به ۸ روان جاوید شد ودر اساطیر ملی چین محبوبیتی فراوان پیدا کرد.
۱۷.اندیشه های کنفوسیوس درباره تائو را میتوان با تعالیم مذهبی مقایسه کرد .بسیاری از مذاهب مهم جهان قواعد رفتاری وضع کرده اند:کارهای مجاز وغیر مجاز.
۱۸.در دید کنفوسیوس درستکرداری در تمام احوال بخشی از طریقی است که ملکوت تعیین کرده است.وی براین باور بود که مردم نباید از ترس خشم ارواح یا خدااز راه (تائو)پیروی کنند.
۱۹.نزد کنفوسیوس اسمان مستبد الهی حکومت گر نبوده بلکه تجسم نظام قانونیت است .اسمان مستقلا عمل نمیکند. بلکه از قانون جهانی که همان تائو (دائو)باشدپیروی میکند.همان گونه که خورشیدوماه ستاره مطابق قانون در اسمان حرکت میکنند انسان هم باید روی زمین موافق قانون کلی رفتار کند نه مخالف ان.
۲۰.تائو یعنی یکپارچگی اغازین وهمچون روح یک دره است که هر چیزی را تحت حمایت خود دارد .عبارت رمز گونه او از تائو:مقیاس انسان ـ زمین است.ومقیاس زمین اسمان است.معنای اسمان تائو است.ومعیار تائو خودش است.هایدگر با توجه به لائوتسه طرح میکند :زبان به مثابه گفتنی که (تائو)عالمی را به جنبش میاورد ارتباط تمامی ربط هاست.مبنی براین ماهیت زبان چیزی جز زبان نیست اسان تر خواهد بود.
۲۱.از نظر لائوتسه تائو قابل تعریف نیست ـــغیر قابل شناخت است .اما میتوان از واژه تائو برداشت کرد :
الف)دستگاه نظامی فکری که مرکز کلیه افکار و اندیشه های عقلانی است.
ب)امیزه ای از عقاید وخرافات دینی چین باستان تومام با خرافات وجادوگری است.
۲۲.معتقد به تائوباور مبنای خود را برمبنای وحدت وجود میگذارد.با دوری از الفاظ وظواهر مادی وکنارگذاشتن عقل اصرار برسکوت سعی در مکاشفه قلبی برای رسیدن به اصل تائو دارد .پیروانتائو در عین عمل به دستورات این دین میتوانند از سایر ادیان پیروی کنند.
۲۳.در ائین تائو عنوان تقوای سه گانه شهرت فراوان دارد: ۱.اقتصاد ۲.سادگی در زندگی ۳.اخلاق ونیکی حتی با افرادی که با ما بدی کردند.این سه عنوان از اهم دستورات لائوتسه است.
۲۴.ائین تائو با جنگ وخون ریزی مخالف است. در این ائین قتل وفریب دزدی .غارتگری.نافرمانی پدرومادر.بدرفتاری زن با شوهر.عدم معالجه افراد.به خاک نسپردن مرده سگ و گربه و...........گناه محسوب میشود ومجازات دارد.
۲۵.ایین تائو به بهشت وجهنم کیفروپاداش از ائین ماهایانه ای ژاپنی اقتباس کرده و در چین رواج یافته وعقاید تناسخ ارواح از ایین بودایی گرفته است.
۲۶.در نظر لائوتسه علم ودانش ـمعرفت وفضیلت نیست بلکه هرچه دامنه اموزش وعلوم گسترش یابد بر تعداد ارازل افزوده خواهد شد.
۲۷.لائوتسه مخالف وجود حکومت بوده ومیگفت مردم بدون حکومت بهتر میتوانند حکومت کنند زیرا ستمکاری زمانی دامنه دار میشود که دولت قدرتمندی بر ملت چیره شود.
۲۸.از نظر پیروان لائوتسه ارواح بدون دخالت خدایان کار خود را انجام میدهند ونیکوکاران پاداش وبدکاران کیفر میدهند.اگه پادشاه برای انجام مراسم مذهبی کوشا باشد وانها را نیکو انجام دهد محصولات کشاورزی فراوان خواهد شد.
۲۹.لائوتسه وپیروانش به این نتیجه رسیدند که اشوب زمانه چیزی از بن نادرست است که در ساخته شدن جامعه وتمدن ریشه دارد.انسان را بهشتی بود اما با خطاهایش انرا از دست داد وخاستگاه این خطا کوششهایی بودکه او برای ایجادتمدنی ساختگی بکاربرده بود.
۳۰.لائوتزه بما میگوید:حکیم با خالی کردن ذهن مردم وپرساختن شکمشان باضعیف کردن اراده شان وقوی کردن استخوانهایشان ونگاه داشتن دائمی ایشان در بی خبری وخمودگی حکومت میکند.
۳۱.کتاب لائوتزو درست مانند روش کنفوسیوس شدیدا به مجازاتهای ظالمانه ـمالیاتهای سنگین ـ وجنگ حمله میکند وحکیم تائوئیستی قناعت را قدر مینهد ومقام والا وحتی سلطنت را نیز به وی پیشکش کند رد میکند.
۳۲.با اندکی تامل از انچه از لائوتسه بیان میدارد متوجه میشویم تائوی او مفهوم گسترده دارد و تائو تنها راهی برای انسان ها نیست تا ان را طی کنند بلکه اصلی که شالوده عالم را تشکیل می دهد وسیطره خود را بران میگذارد .او تائو را دروازه ای میداند که همه قسمتهای هستی حیات خود را از انجا اغاز کرده و به نوعی واحد های ان است.
۳۳.کنفوسیوس تائو را با مفهومی ساده تر شاید بشود گفت کمتر گسترده تر از لائوتسه بیان کرده است.او غالبا مفهوم تائو را به عنوان راه بکار میبرد. اما میتوان تائومورد نظر او را بصورت ((راه زندگی))ترجمه کرد .تائو طریقه جدیدی بود که وی به پیروانش توصیه میکرد و اسمان نیز به نحوی انرا تایید کرد.
نتیجه:
معنای تائو یک معنایی بسیار گسترده است ـ از رازگونگی برای تمام موجودات تا راه وطریقه را شامل میشود.علاوه برسادگی غیر قابل شناخت وغیر قابل نامگذاری بودن ان با خاصیت نسبی بودن همراه است.تائو نوعی تفسیر جهان نیست.بلکه معنای تام وجود که دریکپارچگی و وحدت زندگی حقیقی نهفته است .وصرفا این امر واحد است که به مثابه امری مطلق لحاظ میشود.حتی درخود مطلب لائوتسه هم این مطلب است.این مفهوم قرابت زیادی بامفهوم خدا یا خالق یا ناظم کائنات در اندیشه های سامی دارد.البته این اختلافی که در تعابیر وتفاسیر مفهومی کلیدی تائومیشود ونباید باعث شود از شناخت ان دست کشید وهیچ درباره ان بیان نکنیم.
منابع:
۱.اسمارت نینیان.وینگ زای چان.شلوموپینز.ـ سه سنت فلسفی ـ ترجمه:ابوالفضل محمودی.ـ دفتر تبلیغات اسلامی ـ قم ـ ۱۳۷۸.
۲.توشیهوکو ایزوتسو ـ صوفیسم وتائوئیسم ـ ترجمه محمد جواد گوهری ـ نشر روزنه ـ تهران.
۳.چوجای وینبرگ ـ تاریخ فلسفه چین ـ ترجمه علی پاشایی ـ نشرگفتار ـ تهران ۱۳۶۹.
۴.گروسه رنه ـ چهره اسیا ـ غلامعلی سیار ـ نشرچشمه ـ تهران ۱۳۷۱.
۵.بایرناس جان ـ تاریخ جامع ادیان ـ ترجمه علی اضغرحکمت ـ نشر علمی وفرهنگی ـ ۱۳۷۰.
۶.توفیقی حسین ـ اشنایی با ادیان بزرگ .
۷.هیوم رابرت ـ ادیان زنده جهان ـ عبدالرحیم گواهی.
۸.سلیمانی اردستانی عبدالرحیم ـ سیری در ادیان زنده جهان ـ نشرایت عشق ـ قم.
۹.مبلغی ابادانی عبدالله ـ تاریخ ادیان مذاهب جهان.
۱۰.قاسمی نژاد سعید ـ مقاله معرفی ائین دائو ـ سایت خبری افتاب نیوز.
۱۱.میرخلیلی جواد ـ مقاله ائین دائو.
۱۲.گنون رنه ـ نگرشی به حقائق باطنی اسلامی تائوئیسم ـ ترجمه دل ارا قهرمان.
۱۳.یاسپرس کارل ـ کنفوسیوس ـ ترجمه احمدسمیعی .
۱۴.برگن مایکل ـ کنفوسیوس فیلسوف ومعلم چینی ـ مترجم فرید جواهرکلام ـ نشر ققنوس.
۱۵.علی پاشایی ـ دائوراهی برای تفکر ـ نشرچشمه ـ تهران ـ سال ۱۳۷۱ .
تحقیقی از : حوریه مسکین.
ادرس ایمیل جهت نظرخواهی یا مطلب پیشنهادی::
بنام خداوندجهان طبیعت
خواص آب سیب زمینی برای سلامتی
بنام خالق زیبایی ها
دارای ساقه کوچک و نازک و برگهای پر کرک و گلهای ارغوانی و خوشه ای در کنار نهر اب یا بیابانها بطور خود رو میروید .
گیاه اوجا __ این گیاه مدر - معرق - موثر در درمان بیماریهای ناشی از کمی
شاه پسند وحشی
بابادم
مصرف خیسانده یک قاشق سوپ خوری دانه این گیاه بمدت نیم ساعت در 1/2 لیوان نیم ساعت قبل شام خورده شود.

